فردا نسل های آینده ی بشر ، خواهند پرسید که ننگ دست هایی که بشر با کشتن کودکان بی گناه با خون رنگین کرده برای چیست ؟  خواهند فهمید جنگ بر اثر مفاهیم نژاد و رنگ و دین و زبان و فرهنگ و اقتصاد چیست ! اما کسی پاسخی برای این سوال دارد که آیا کودکان غزه می دانستند از کدام نژاد ، به چه رنگ ، چه دین و چه زبان ، کدام فرهنگ و از کدام طبقه اجتماعی بودند ؟

نه بخاطر اعتقاداتم ، نه بخاطر مجاورت فرهنگی ، دینی و جغرافیایی ، نه بخاطر تعهدات سیاسی و منافع اقتصادی ، تنها از سر احساسی انسانی و برای همدردی و برای اعتراض به جنایت در حق کودکانی که هیچ گاه نفهمیدند در پیرامونشان چه گذشت و پاسخ معصومیتشان گلوله های آتشین شد ، می نویسم !

تاریخ علی رغم فراموشکاری ها ، صحنه های شرم آوری از حیات بشر را به خاطر دارد .  هزاران هزار لشکر سلحشور که در زمین از بدو حیات بشر اینسو و آنسو رفته است اما افسوس ها و تاسف ام برای بوته های ظریفی است که زیر پای کسانی که در این لشکر کشی ها حضور داشتند له شدند!

به نظر من ، فرقی بین کشتار وحشیانه یهودیان در جنگ جهانی دوم توسط نازی ها و یا نسل کشی ارامنه توسط ترکان عثمانی و کشتار کودکان غزه نیست . جنایت ، جنایت است . نمی شود بر اساس نوع نژاد و دین و باور و ... کشتن هیچ نوع و نژاد و گروه از انسان ها را توجیه کرد !

متاسفانه جنایات جنگی زمانی رخ می دهد که در یک یا دو طرف جنگ عقایدی ایدئولوژیکی وجود داشته باشد و هر کس در راه حقانیت و با ایمان به باور هایش طرف مورد حجومش را پست شمرده و در راه باورهایش وحشیانه قربانی کند . و در این میان تفاوتی بین کسانی که قدرت دفاع دارند و آنهایی که هرگز فرصت دفاع نداشتند قائل نشود .

کاش اهمیت انسانیت فراتر از عقیده و باور در نظر گرفته میشد تا کسی بخاطر باورهایش راضی به قتل یک نوزاد که هیچ نمی داند در دنیای پیرامونش چه میگذرد ، نمی شد.

در پیشگاه انسان های فردا ، که بی شک روی دوش ما خواهند ایستاد و انسان های بزرگ تری خواهند بود سرافکنده خواهیم بود چرا که گروهی از ما انسان های امروزی اجازه دادند تا گروهی دیگر مرتکب جنایاتی شوند که حتی حیوانات درنده در قبال هم مرتکب نمی شوند !

----پاورقی-------------------------------

سوال یکی از دوستای خوب این بود که راهپیمایی ما چه کمکی به اونها می کنه ؟

باید بگم در کل راهپیمایی و اعتراض با قدم و قلم در این زمینه چند پیامد داره ، اول اینکه باعث میشه وقوع چنین اتفاقاتی برای کسی عادی نشه ، دنیا نسبت به این موضوع مطلع و گروه جنایت کار تحت فشار و در نهایت به مجازات برسند و علاوه بر این حیات ما هم در این قیام هاست برای اینکه دنیا خواهد دانست که ملتی که علیه ظلم به یک کشور دیگر اعتراض می کند ظلم پذیر نیست

اما ... راهپیمایی ما ...باید بگم هیچ کمکی نمیکنه برای اینه ما در اوضاع صلح یا جنگ  به هر حال در یک روز خاص یک نمایش آیینی و سیاسی اجرا می کنیم و این برای دنیا عادی شده و اعتراض به حساب نمیاد و شاید دروغ نباشه که به این شکل اقدام به راهیمایی وزنه ای در تحول سیاسی به حساب نمیاد برای غزه !

کشور هایی مثل فرانسه رو اگر ببنید مردم عادی و بدون خواستگاه حکومتی وارد خیابان شدند و موی دماغ سفارت اسرائیل و مایه آبرو روزی و کاهش اعتبار و کاهش سرمایه گذاری و کاهش مسافرت ها و پرواز ها به اون سرزمین شدند

اما حضور یک روزه ما و فراموش کردن مردم غزه تا ماه رمضان بعد هیچ کمکی نخواهد کرد اما با این حال باید با هر وسیله ای این جنایت را منعکس و به اون اعتراض کرد تا بازتاب های رسانه ای باعث توقف این فجایع بشه و این مشق ظلم ستیزی و حمایت از مظلوم باشه برای ما


برچسب‌ها: جنگ, کودکان, نسل, غزه
+ نوشته شده در جمعه 3 مرداد1393ساعت 14:41 توسط مسافر |

ماه رمضان می شد ، دعای بین دو نماز را در مسجد برای جماعت می خواند .

وقتی می رسید به « اللهم اشف کل مریض » بغض می کرد و دو بار می خواند !

گفتم چرا دو بار ؟

گفت یکی برای همه ، یکی برای خودم .

آن روز ها بیمار بود اما از پا نیفتاده بود .

چند سال بعد ، یک روز روی تخت بیمارستان بود ، ماه رمضان بود ، تلویزیون دعا را می خواند و او هم تکرار می کرد .

این بار وقتی رسید به « اللهم فک کل اسیر » بغض کرد و دو بار تکرار کرد !


برچسب‌ها: اللهم اشف کل مریض, اللهم فک کل اسیر, دعا, ماه رمضان
+ نوشته شده در پنجشنبه 2 مرداد1393ساعت 11:12 توسط مسافر |

شب های قدر است ...

در دعای جوشن کبیر ، خدای یگانه را به هزار و یک نام مختلف خطاب می کنیم برای یک خواسته !

سُبْحانَکَ یا لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ خَلِّصْنا مِنَ النّارِ یا رَبِّ

منزهی تو ای که نیست معبودی جز تو فریاد فریاد بِرَهان ما را از آتش ای پروردگار

و این مهم ترین و طولانی ترین دعای شب هایی است که اعتقاد داریم شب تعیین سرنوشت هاست ! خلصنا من النار !!

چرا مهم ترین دغدغه یک امت خداباور و مذهبی رهایی از آتش است ؟ مگر اینکه خود را سزاوار آتش می دانند و با استغاثه راه نجات می جویند ؟

حال شگفتی دارد دنیا ، در گوشه ای ، عده ای در آتش جنگ ، در پاره ای از زمین عده ای در اثر تعصب و تحجر گرم آتش افروزی و کشتار و وحشیگری هستند و ما اینجا شبی تا سحر خلصنا ...خلصنا می خوانیم !

و فردا روزی برای شروع جمع کردن بهانه ها برای استغاثه های خلصنا من النار ، خواهد بود تا سال آینده و شب قدری دیگر !

---پاورقی----------------------------------------------

نمی فهمم یعنی خدایت را هزار و یک بار صدا بزنی و یک بار نگویی دوسش داری ؟ خدایت را هزار و یک بار صدا بزنی و هر هزاریک بار بار برای خودت چیزی بخواهی ، خدا را هزارو یک بار صدا بزنی و خواسته ات این باشد که کیلومتر شمار گناهانت را صفر کند !؟

من اگر چنین خدایی را در چنین شب مهمی ملاقات می کردم حرف های مهم تری برای گفتن و خواسته های معقول تری برای خواستن داشتم !


برچسب‌ها: شب قدر, جوشن کبیر, استغاثه
+ نوشته شده در جمعه 27 تیر1393ساعت 14:13 توسط مسافر |

به یک تکرار بی هنگام می ماند

به یک آغاز بی انجام ...اما نه !

تو رستاخیز بک احساس را از من طلب داری !

 

تو با خود داستان بارش باران

برای بوته های خشک ایمان هدیه آوردی

شب من قصه های تیرگی ها خوانده است اما

نوید صبح ، ای خورشید تن ، در پیرهن داری !

 

تو می دانی پس از یک شب پریشانی

چگونه تکه های زورق خورشید را امواج سرسخت نگاهت با خود آوردند !

تو رستاخیز یک احساس را از من طلب داری !


برچسب‌ها: رستاخیز, احساس, باران, ایمان, خورشید
+ نوشته شده در سه شنبه 24 تیر1393ساعت 1:9 توسط مسافر |

اگر قرار باشد دور همه دانسته های خودمان و دور همه کارهایی که از ما بر بیاید ،  دایره ای رسم کنیم ، همه چیزهایی که در این دایره قرار می گیرند برایمان آشناست و بخاطر داشتن دانش و آگاهی و تسلط بر آنها ، هیچگاه باعث نگرانی ما نمی شوند ، می توانیم بگویم چیزهای درون این دایره فرضی تحت نفوذ ما هستند . اسم این دایره را می گذاریم دایره نفوذ !

حالا دور دایره نفوذ دایره ای بزرگتر رسم می کنیم . به طوری که دایره نفوذ درون آن قرار بگیرد . فرض کنید دایره بزرگ همه چیزهای است که دردنیا وجود دارد .

آن قسمت از دایره دنیا که خارج از دایره نفوذ ما قرار می گیرد دایره نگرانی های ما در زندگی هستند . چیزهایی که نمی دانیم و درباره آنها تسلط نداریم و ممکن است ما را نگران کنند .

و رشد یعنی گسترش دایره نفوذ ، وقتی بچه بودیم ، دایره نفوذمان به قدری کوچک بود که هر چیز ناآشنایی ممکن بود باعث نگرانی ما بشود و کم کم که بزرگتر شدیم و رشد کردیم ، دایره نفوذمان گسترش پیدا کرد و دایره نگرانی های ما باریک تر شد .

حالا ، آدم ها در زندگی دو گروه هستند .

کسانی که دوست ندارند پایشان را از دایره نفوذشان بیرون بگذارند و کسانی که مدام مرز های دایره نفوذشان را زیرپا می گذارند و به دایره نگرانی های خودشان حمله می کنند تا دایره نفوذشان را گسترش بدهند .

----پاورقی------------------------------

اقتباس از کتاب : « مشکلات را شکلات کنید » نوشته مسعود لعلی


برچسب‌ها: دایره نفوذ, دایره نگرانی ها, رشد, نگرانی
+ نوشته شده در دوشنبه 16 تیر1393ساعت 2:33 توسط مسافر |

از کتابی که واقعا لذت می برم ، کتابی است که آدم موقع خواندن آن آرزو کند که کاش نویسنده ی آن رفیق او باشد و هر وقت که آدم دلش بخواهد به او تلفن کند !

چند هزار هزار نفر بچه اند و هیچ کی هم غیر از من اونجا نیست – منظورم آدم بزرگه – و من درست روی لبه پرتگاه خییل بلندی وایستادم . کاری کهبایست بکنم اینه که هرکدوم از بجه ها رو که بخواند به طرف پرتگاه برن بگیرمشون – منظورم اینه که اگر دارن می دون و جلوشان رو نگاه نمی کنن تا بفهمن کجا میرن ، من بایست از جای خودم بیام بیرون و اونها رو بگیرم . این کاریه که از صبح تا غروب باید بکنم . می شم ناطور دشت ، همین .

تفاوت میان یک انسان بی‌تجربه و انسانی مجرب در این است که اولی به هر بهانه خواهان مرگی شرافت‌مندانه است، در حالی‌که دومی به خاطر هر چیزی به فروتنی زندگی را دوست دارد.

----پاورقی-------------------------------------

سه پاراگراف بالا ، قسمت هایی از کتاب ناطور دشت ، نوشته جی دی سالنجر است .


برچسب‌ها: ناطور دشت, جی دی سالنجر, کتاب, بچه ها
+ نوشته شده در شنبه 14 تیر1393ساعت 20:38 توسط مسافر |

اغلب دوست داریم به چیزهای دم دستی فکر کنیم ، به احساس های جاری به همین لحظه . دوست داریم سوار سمند اولین تصویر خاطره انگیز بشویم و برویم سراغ نستالژی ها !

عادت می کنیم به چیزهای دم دستی فکر کنیم ، کارهای دم دستی ، حرف های دم دستی ولی توی سرمان رویا های دست نیافتنی !

شاید لازم است تغییری در شیوه فکر کردنمان ایجاد کنیم ! مثلا افکار دست نیافتنی ، کارهای که از هر دستی برنمی آید ، حرف های دست بالا ، و رویا های دست بلند اما دست یافتنی !

بارها و بارها امتحان کردم اغلب آدم ها از چیزهایی که مجبورشان می کند فکر کنند فراری و چیزهای سرگرم کننده ، نوستالژیک و عاطفی را بیشتر دنبال می کنند !

خوب است کمی برویم سراغ چیزهایی که فکرمان را قلقلک بدهد ، کمی سر به سرمان بگذارد ، کمی کار را برایمان سخت کند و کمی بزرگتر از خودمان باشد و همیشه سرگرم دم دستی ها نباشیم !

آدم که سرگرم دم دستی های زندگی اش می شود ، یک وقت سربلند می کند و می بینید خودش هم دم دستی شده ! آنقدر دم دستی که دست هرکسی به او می رسد ! خوب است کمی دست نیافتنی باشیم


برچسب‌ها: دم دستی, فکر کردن, افکار دست نیافتنی, قلقلک
+ نوشته شده در یکشنبه 8 تیر1393ساعت 10:57 توسط مسافر |

مطالب قدیمی‌تر